کوچ مدیریت کیست ?
کلیه سازمان های اجتماعی اعم از مفازه که توسط یک نفراداره می شود تا یک کسب و کار چند نفری یا بنگاه /سازمان بزرگ اقتصادی با چند صد /هزار نفر پرسنل همگی جهت نیل به اهداف خود به نوعی مدیریت متناسب با ساختار وظائف خود نیازمندند .
با وجود اینکه شیوه مدیریت هر یک از این سازمانها ی اجتماعی برحسب شرایط مکانی و زمانی ، ویژگیهای فرهنگی و اجتنماعی و شاخصه های مرتبط با نوع فعالیت آن سازمان ،متغیر هستند اما عنصر مشترک ضروری برای طراحی ،ایجاد و نگهداری ِآنها مستلزم اعمال "مدیریت" می باشدکه می بایست با به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی از طریق "برنامه ریزی " ، سازماندهی ، بسیج منابع و امکانات ،"هدایت "و "کنترل " عملیات برای دستیابی به اهداف تعیین شده ،بهره گرفت.
لذا آن بخش از مدیریت که با آموزش فرا می گیرند ،
"علم مدیریت " و بخشی را که از طریق کسب تجربه و به کار گیری آنها در شرایط گوناگون بدست می آورند ؛
"هنر مدیریت " دانسته و در نهایت ایندو رویهم
"دانش مدیریت " را
می سازند
شاید از همین رو است که مجهز بودن به یکی از ایندو به تنهائی برای رسیدن به 1 مدیریت کافی نیست و لازم است تلفیقی از علم نظری و تجربه عملی در کنار "درمانگر سازمانی" یعنی کوچ (coach ) و مشاهده کارهای اسوه های مدیریت نیز مورد نیاز است .
به اعتقاد پیتر دراکر ( Peter Drucker)
عضو اصلی و حیات بخش هر سازمان
"مدیریت " آن بشمار می رود
و از همین منظر ،بدیهی به نظر می رسد که
توفیقات و ناکامی های "سازمان" را ناشی از تفاوت در نحوه مدیریت آنها قلمداد کرده و بهره مندی از مدیران توانمند را زمینه ساز شکوفائی سازمان ها و نهاد ها میدانند
پرداختن به امر مدیریت بخاطر آنکه با عوامل متعددو متغیرهائی نظیر پول ، مواد، محصولات ،خدمات و کارکنان سرو کار دارد کاری ساده و قابل پیش بینی نیست .
زیرا محال است که سازمانی بدونپیاده کردن اصول اداری
و اعمال مدیدیت ِدرست، دوام داشته باشد.
بلکه اینامرمشروط به وجود مدیران برتری جو در عملکرد ،دارای پشتکار و روحیه رقابتی است که از اهداف چالشی لذت می برند ، ساخته است ....
.به بیان دیگر به مدیرانی دارای توانائی تنوع رفتاری و مهارتی در زمینه ها و شرایط گوناگون که از تعامل سه عامل
توانائی فردی ، انگیزه موفقیت و خلق فرصت ترکیب مناسبی را برای ارائه
عملکرد بالا به نمایش میگذارند ، نیاز است .....
به تعبیر اندیشمندان مدیریت ،سازمانها به چهار دسته از مدیران مختلف که دارای چهار مشخصه غالب زیر هستند ،نیازدارند :
الف- آگاه نسبت به فعالیت کاری مربوطه
(تولید کننده = producer )
ب- دارای قدرت اداری و پیگیری روتین ها
( اداره کننده = administrator)
ج- بخوبی با کارکنان و مردم ارتباط برقرار کردن
(Integrator=انسجام دهند)
د- انعطاف پذیری،سازگاری
توامان و نوآور بودن
( Entreprenuer= نوآور )
لذا بدلیل ناسازگاری مابین این ویژگیها و عدم تجمیع آنها در وجود یک نفر و همچنین شرایط درونی و بیرونی سازمانی و تکنولوژی و گستره مخاطبان باعث می شود بدون وجود یک نفر
" درمانگر سازمانی"
(coach )
عملا مدیران در تطور چرخه عمر سازمان مربوطه از کارآمدی خوبی برخوردار نباشند.
برچسب:
نویسنده: کیان رستمی